عازم نیستم حلالم کنید...
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
جا مانده ایم حوصله شـــرح قصه نیست... تربت بیاورید که خاکـــــی به ســــر کنیم... احساس دریایی نوشت: کار دستم داد آخر قلب ناپاکم حســـــین اربعین پای پیاده رفت از دستم که رفت ... تازه دارم میفهمم که چه خاکی تو سرم شده...! دور شدم ازت اقا!..خیلی دور شدم! اقا جان دستمو بگیر من همونم که روزی ادعای عاشق...
اصولا این وضع اغلب آدماییه که میشناسم!
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
گهی زین به پشت و اگر شانش مائه باز گهی زین به پشت!
مراقب باشین...
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
زخم هارو نمیشه نشون هر غریبه ای داد... جاشو یاد میگیرن!
قانونِ از یه کنار!
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
این روزها و شب ها موقع خواب عناوین و موضوعات زیادی به ذهنم میاد که دوس دارم اینجا ثبتشون کنم و حتی در تصوراتم تا دو سه خط از متن را هم یادداشت میکنم و به خودم متذکر میشوم که حتما فردا توی وبلاگم میذارمش ولی کو حافظه دُرُس درمون! به محض اینکه فردا میشه و چشمامو باز میکنم هر چی فکر میکنم موضوع رو نمیت...
رمان باز خوبی شدم!
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
اگر اهل قصه و داستان و رمان باشی باید حس و حال منو خوب درک کنی.خیلی لذت داره که یه داستان خوبو و تقریبا طولانی رو شروع کنی و لحظه به لحظه که اونو میخونی توش غرق بشی جوری که انگار خودت نقش اول داستانی و همه رو به چشم خودت دیدی و کشیدی! از اون بهتر اینه که تو نتونی حدس بزنی قراره چی پیش بیاد! باز بهتر...
خوب، بد، زشت، زیبا، تلخ، شیرین...اتفاق افتاده!
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 4:10
این ده روز اخیر اتفاقای زیادی افتاده... هر کدوم یه جوره.بعضیشون از ته وجود شادی توی دلم ریخته و بعضیشون از عمق وجود غمگینم کرده و جگرمو سوزونده! هفته عجیبی بود ...در واقع درست تر اینه که بگم دو هفته عجیبی بود! از اومدنِ خاله اینا بگیر تا سال مادر و مرگ آقا سید(شوهر عمه پدریم)و دعوت خاله و وحید و چند...
خبر نداری داری بازی میخوری!
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 15:21
زیادی که ادعای عقل و شعور داشته باشی یه جا بالاخره خفت میشی! خیلی دوست دارم بدونم اخر این بازی چی میشه!؟ وقتی که یه روزی بفهمی که اون زمانی که احساس میکردی خیلی آدم با فهم و شعوری بودی و به خیال خودت داشتی کار بزرگی میکردی دو تا آدم داشتن برای خواسته دلشون تورو و تمام افکارتو به بازی میگرفتن تا به ه...
دندون خرگوشی (:
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 22:18
دوتا بالا دو تا پایین میشه دندون خرگوشی! دخترم چهارتا دندون ناقابل در آورده ! کی همش درمیاد من راحت شم... خدایا خودت نگه دارش باش.
سومیشم در اومد!
-
تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 14:40
دیروز ظهر متوجه شدم که دندون بالایی فاطمه اسرا یکیش در اومده و کلی ذوق زده شدم! حس خوبیه که علائم بزرگ شدن بچه هارو آدم میبینه! خدایا خودت بچمو کمک کن که بهش سخت نگذره. خدایا شکرت بابت این همه خوبی.
آرزوهای سوخته
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:31
نمیدانم قرار است تا کی جماعتی از فرزندان بسوزند و بسازند و دم نزنند و مانع این رویه غلط نشوند!؟ تا کی؟ چقدر تاوان لازم است تا شما بزرگترها دست بردارید؟!...از این ارزوهای سوخته دوران جوانی خودتان دست بردارید تا تبدیل به یک عقده نشود و فردا روزی فرزندتان را خفت نکند!؟ تا کی باید این بی منطقی احمقانه ر...
کادو اونم از نوع گوشیش!
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 1:55
با گوشی جدیدمان و طرز کار متفاوتش با گوشی قبلی هر روز غرق در لذت می شوم. نه اینکه گوشی دوست باشم و از داشتن چیز کم ارزشی مثل تلفن همراه خیلی ذوق زده شوم...نه! مسئله چیز دیگریست! درواقع من اصلا گوشی دوست نیستم! اولین گوشی ای که خریدم در سن هفده سالگی بود آن هم فقط محض اینکه من و مادر تنها بودیم و چون...
پیشرفت علم
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 1:55
u200fبابا این گوشی تاشو ها یا اون گوشی کشویی ها خیلی خوب بودن، پشت تلفن که دعوات میشد... تَــــــق .... گوشیو قطع میکردی جیگرت حال میومد! اما حالا با وجود این گوشی لمسی ها تمام حس و حال ادم موقع دعوا از بین میره چون لمسیه و باید جوری رفتار کنی باهاش که انگار داری نازش میکنی.
شعر مورد علاقه این روزهای من....
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:34
تویی کامل منم ناقص،تویی خالص منم مخلص تویی سور و منم راقص،من اسفل تو معلایی
رویای محال ولی لذت بخش!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
حتی توی خواب و رویا من با تو یه جا جمع نمی شیم. خواب جالبی بود. توی خواب کاملا خودم بودم خود خود واقعیم دیگه مراعاتتو نمیکردم به همون اندازه که دقم دادی باهات بد بودم. نمیدونم چرا بعد از دیدن اون خواب انقدر حالم خوب بود! شاید به خاطر اینکه بالاخره دیدم یه جایی طبق میل و دل خودم باهات رفتار کردم! در ...
عروس شدنت مبارک طلایی!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
باورم نمیشه!! دوست دوران مدرسه دوست مو طلایی من امروز با دوران تجردش خداحافظی کرد و به جرگه عشاق متاهل پیوست!!! پیوندتــــــــــــــــان مبارک و پایدار باد. ان شاءالله. احساسی ترین احساس دریایی نوشت: فروغ عزیزم خیلی خیلی خوشحالم برات..خیییییییییییلی زیاد. اصلا در حد تصورتم نیست! امیدوارم همه مراحل ا...
و باز هم رویای تو...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
سلام بابا کاش همیشه به خوابم بیای تا حالم خوب باشه. وقتی تو باشی همه چیز سر جاشه. دیگه دلم نمیگیره... دیگه حسرت داشتن تورو ندارم... دیگه چشمم به کانون گرم هیچ خانواده خوشبختی نیست... دیگه چشمم در به در دنبال اثری از گذشته نیست تا خاطره تورو برای خودم زنده کنم... دیگه از دست اون عذاب نمیکشم... خوابی ...
یک دهه گذشت!!!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
هر کنـــج خانه صحنه ای از داستـــــان اوست... امسال درگیری ذهنیم به قدری زیاد بود که از چند روز قبل اومدن این تاریخو روزشماری نکردم... به حدی که حتی امروزم یادم نبود ده سال پیش این موقع چه خاکی تو سرم شد! اگر مصطفی اتفاقی پست محمدو نمیدید و به من نمیگفت الان منم نمیدونستم و یادم نبود...! به نظرم بای...
قبلا هم گفته بودم که...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
کاش هر روز میومدی به خوابم! تو که میفهمی من چقدر حالم دگرگون میشه پس دریغ نکن اینن حالو از من!
تلخ ترین ظهر و عصر تمام عمرم!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:33
وقتی صدای اذان اومد قلبم فرو ریخت... تصور اینکه در اولین عاشورا در این ساعات چه اتفاقاتی افتاد خارج از ظرفیت ماست. در روضه ها یک چیزهایی میگویند و می روند و ما هم گریه میکنیم اما به خدا که نمی فهمیم عمق داستان فاجعه را هم رد کرده! بعد ظهر بود و بعد از خوردن نذری خوشمزه امام حسین(ع) خواب میچسبید... ا...